۱۳۹۳-۰۷-۰۲

تولد کسیو تبریک گفتن

کلا با تبریک تولد آفلاین مشکل دارم، امروز تولدمه و دوستان از صبح شروع کردن به پیغام های آفلاین. من اعتقاد دارم تولد رو باید لایو به فردی که برات محترم و عزیزه تبریک بگی حضوری، با تلفن، چت و هر وسیله ای که آنلاین باشه و طرف بتونه از تو حس مثبت بگیره.

۱۳۹۳-۰۶-۲۹

قبول شکست برای کامل شدن

شکست کلا تلخه ولی وقتی تلخ تره که فکر می کنی کاریو بلدی ولی وقتی شروعش می کنی توش شکست می خوری. این یعنی اون کارو بلد نبودی و توهم زده بودی بلدی. راه حل چیه؟ دیگه توهم نزنی و واقع بین باشی ...

۱۳۹۳-۰۶-۲۸

هنر negociate

تقریبا به این نتیجه رسیدم که باید بیشتر در زمینه مذاکره و رسیدن توافق در بحث ها با دیگران دانش کسب کنم. تو زندگیمو که نگاه می کنم مورد های خوبی از رسیدن به توافق با آدم هایی که کلا باهاشون هم عقیده نبودم می بینم ولی از اون بیشتر مورد هایی رو می بینم که نتونستم به صلح و سازش برسم و بجای مذاکره جنگ کردم.
اون موارد مثبت بهم انگیزه می ده که یعنی می تونم هنر negociate خودمو قوی تر کنم و فکر می کنم با دنیای امروز و مخاطرات زیادش حتما باید این کارو بکنم.
شروع کردم کتاب
getting to yes negotiating agreement without giving in
رو می خونم. باشد که بهتر شوم.

۱۳۹۳-۰۶-۲۷

یه همراه خوب تو همه لحظه ها باعث دلخوشیه آدمه

توی این دوره زمونه که آدما برای کنار هم بودن کلی شرط و شروط دارن. داشتن یه همراه یه همدم که تو رو از خودش بیشتر دوست داشته باشه واقعا نعمت بزرگیه.

همدم همه لحظه هام تولدت مبارک. دوست دارم.

۱۳۹۳-۰۶-۲۴

امروز هفته اول کورس Functional Programming Principles in Scala در coursera

امروز هفته اول کورس Functional Programming Principles in Scala در coursera شروع شد. خیلی عالیه. خود Martin Odersky مطالبو تنظیم کرده.

نه به تویتر

سال ۲۰۰۹ اکانت تویتر باز کردم ولی هیچ وقت زیاد پیگیرش نبودم. امشب برای چندمین بار وسوسه شدم یکم فعالیتمو تو تویتر بیشتر کنم ولی نه ...

من از اینجا نمی تونم دل بکنم.

۱۳۹۳-۰۶-۲۱

تبدیل بوی کباب به بوی خر داغ شده

کلا آدما پول رو خیلی دوست دارن. خودمم یکی از اونا. هر جا بوی پول میاد یدفه می بینی کلی آدم جمع می شن دورش، بعضیا کلا کارو زندگیشونو ول می کنن می چسبن به بوی کباب. بعضیا اصلا خودشونو بچه اون جایی که بوی کباب میاد معرفی می کنن. بعضیا کل سرمایشونو می برن سمت بوی کباب تا سود کنن.
پس مشکل کجاست که بحث داغ کردن خر میاد وسط.
به نظر من هر کاری اصولی داره. توی محل ما یکی عطاری زد کارش گرفت پشت بنده اون 5 نفر دیگه هم تغییر شغل دادن و مغازهاشونو به عطاری تبدیل کردن. بعد 1 سال فقط یکی از اون 5 تا سود کرد بقیه با ضرر برگشتن سر کاسبیه خودشون.
اینجا همون اصولی که می گم پاش میاد وسط. اون یدونه فرقش با 4 تای دیگه چی بود؟ همه سرمایه آورده بودن همه وقت گذاشته بودن پس چرا فقط یدونه کارش به نتیجه رسید؟
اون یدونه فرقش در این بود که قبول کرده بود تو زمینه عطاری هیچی نمی دونه و فقط سرمایه گذاره. رفته بود یه عطار آورده بود و مدیریت مغازرو سپرده بود به اون.
همه جای دنیا همینه وقتی جایی بوی کباب میاد همه دورش جم می شن ولی این بو برای کسایی تبدیل میشه به بوی خر داغ کردن که اصولو رعایت نمی کنن.
گوگل با اون گندگیش تا همین چند سال پیش مدیر عاملش موسسینش نبودن! یارو دکترای برق داره از استانفورد، گوگلو تاسیس کرده ولی بازم وقتی وارد یه صنعت دیگه میشه اصول رو رعایت می کنه و کارو به کاردون میسپره. چون میدونه اگه این کارو نکنه میخوره زمین و بوی کباب تبدیل میشه به بوی خر داغ شده!

۱۳۹۳-۰۶-۱۶

slideshare.net

جدیدا از سایت slideshare.net خیلی خوشم اومده presentation های فنی خوبی توش خوندم. اسلاید های مربوط به JUG meeting خودم رو که درباره vert.x بود اونجا آپلود کردم.

۱۳۹۳-۰۶-۰۲

‫ رابطه بین Scala و Java شباهت زیادی به رابطه بین C++ و C دارد

‫وقتی اولین بار با C++ آشنا شدم، حس می کردم در حالی که تمام امکانات C رو دارم (مثلا برنامه نویسی ساخت یافته) در عین حال کلی امکانات OOP نیز زیر دستم است.
 ‫همین حس رو از وقتی که با Scala آشنا شدم دارم. زبان فوق العاده ای که تمام best practice های دنیای کدنویسی رو تو خودش داره (oop , functional programming , erlang like actor model و ...) و از همه مهمتر سازگاری خوبی با دنیای جاوا داره.
‫از همه مهمتر یکی از دعواهای قدیمی برنامه نویسان C و C++ اینه که C++ زبان سخت و پیچیده ایه و فراگیریش زمان زیادی می بره که دقیقا همین صحبت بین برنامه نویسان Java و Scala هم وجود داره ولی من اعتقاد دارم مثل C++ که اصلا سخت نیست، Scala  هم سخت نیست بلکه شیرین و هوشمنده.


شاد باشید.

۱۳۹۳-۰۵-۲۷

وبلاگ 7 ساله عزیز من

حدود ۱ سال از شروع به کارم بعنوان برنامه نویس جاوا می گذشت که تصمیم گرفتم برای فراموش نکردن و مستند کردن تجربیات کاری این وبلاگ رو راه بندازم. سر کار هر وقت یک کار جدیدی می کردم و یاد می گرفتم میومدم اینجا پست می زدم و یا خلاصه مطالعات شبانمو اینجا پست می کردم. 
پس از مدتی از این وبلاگ برای تبلیغ تدریس جاوا استفاده کردم که از بغلش کلی پروژه و تدریس گرفتم.
یه مدتی توی وبلاگ پست های عاشقانه می زدم.
یه مدتی این وبلاگ همدم شب های تنهایی خدمت سزبازیم بود.
یه مدتی برای تمرین زبان انگلیسی پست انگلیسی می زدم اینجا.
وقتی بلاگر فلتر شد یه مدت چند ماهه رفتم با همین نام تو بلاگفا وبلاگ درست کردم ولی بدلیل امکانات کم بلاگفا برگشتم همین جا.
توی این چند سال اخیر، تقریبا تمام کاربرد های بالارو برام داشته.

اینجارو خیلی دوست دارم، مثل یجور آلبوم برام می مونه. بعضی موقع ها که می خام هیچ کاری نکنم میام اینجا می چرخم و کلی خاطره رو مرور می کنم. 

نمی دونم چند نفر این وبلاگ رو دنبال می کنن.

واقعا اینجا خانه من تو وب. وبلاگ 7 ساله عزیز من دوست دارم.

شاد باشید.


۱۳۹۳-۰۵-۲۴

کتاب coders at work

آخرین کتابی که خواندم، کتاب "شش سال در دربار پهلوی" بود که خیلی لذت بردم.
در JUG meeting مرداد ماه ترجمه فارسی کتاب coders at work رو بهم هدیه دادن. که شروع به خوندنش کردم. خیلی کتاب قطوریه ولی واقعا مثل یه کتاب تاریخی برام شیرینه. با 15 نفر از برترین برنامه نویسان دنیا مصاحبه شده که واقعا خواندنیه.
جا داره از آقایان علی پروینی و ابراهیم نقیب زاده مشایخ تشکر کنم.
شاد باشید.

۱۳۹۳-۰۵-۰۱

آرزوی یادگرفتن تایپ ۱۰ انگشتی

همیشه آرزو  دارم بتونم ۱۰ انگشتی و بدون نگاه کردن به کیبورد تایپ کنم. این دفعه با یه نرم افزار با نام KTouch شروع کردم هم آموزش داره و هم تمرین تازه بهم آمارم میده. فعلا که تعطیلم ولی شروع کردم.

شاد باشید.

۱۳۹۳-۰۴-۳۰

بهتره خودت زندگیتو به لجن بکشی یا بزاری زندگینو به لجن بکشن !؟

چالش بزرگیه. وقتی قراره زندگی باب دلت نباشه وقتی قراره زندگیت به گند کشیده بشه. بهتره خودت زندگیتو به لجن بکشی یا بزاری زندگینو به لجن بکشن !؟

۱۳۹۳-۰۴-۲۹

کار های نیمه تمام آفت لذت از زندگی

وقتی فقط دوست داری کتاب بخری و پای خوندن که میرسه تنبلی می کنی، وقتی تو زندگیت کلی کار باز و نیمه تموم داری. با این سبک کلا تو زندگی آدم به هیچ جایی نمیرسه. باید یه موقعی وایسی دورو ورتو یه پاکسازی بکنی از کارای نیمه تموم. اونوقت تازه میتونی یه نفسی بکشی.
آخیش ...

۱۳۹۳-۰۴-۲۸

وقایع اتفاقیه: داستان تنگه واشی و تبادل موز و آب جوش!

جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳ (۲۰ رمضان ۱۴۳۵) بهمراه یکسری از بستگان و دوستان رفتیم به سمت تنگه واشی. پس از طی مسیر حدود ۱۵۰ کیلومتر، مشاهده کردیم در جاده ورودی تنگه واشی یکسری از برادران سپاهی و بسیجی (با لباس فرم) جاده را بسته اند و به بهانه عملیات عمرانی ملتو راه نمی دن.
هر چی عملیات عمرانی تا به حال من دیده بودم یکسری کارگر با پارچه قرمز میزارن اول جاده که مردم نرن. نمی دونم چه عملیات عمرانی مهمی بود که در این شب های احیا که سر برادران سپاه و بسیج خیلی شلوغه باید وقت مبارکشونو هدر می دادند و بجای کارگر ایفای نقش می کردند. 
ما که کم نیاوردیم رفتیم از یه جاده موازی خاکی رفتیم به سمت کوه وقتی پیچیدیم به سمت جاده اصلی دیدیم چند کیلومتر بالاتر چند برادر دیگه با لباس نینجا ninja و باتوم و اصلحه!!!! بازم جادرو بستن که کسی به تنگه واشی نزدیکتر نشه.
خلاصه ما رفتیم همون نزدیکیا جایی به نام هرانده و از طبیعت لذت بردیم.
جای من که ته جهنمه ولی شما بهشتیا اگه سر عملیات عمرانی دروغ گفته باشید حتی اگه خدا بازم برای دروغتون بفرستتتون بهشت مطمئن باشید عمرا اگه ۱۰۰ تا موزم بدین یه لیوان آب جوش بهتون نمی دم.

شاد باشید.

۱۳۹۳-۰۴-۲۲

نصب Ubuntu 14.04 بر روی MacBook Pro Retina ME865

Mac OS X هر چقدر پایدار باشه و حتی برای  30 روز shut down نکنیش (sleep) باز هم stable کار می کنه، برای من آزادی لینوکس رو نداره.
اولش خیلی می ترسیدم ولی دلو زدم به دریا.
از این لینک برای dual boot کردن و کارای اولیه استفاده کردم.

پس از نصب اوبونتو 14.04 اولین مشکل این بود که wifi سیستم رو نشناخت که با کابل وصل شدم و درایورش رو به سادگی نصب کردم.

این لینک و این لینک هم برای یکسری خرده تنظیم بدردم خورد.

در کل الان همه چی عالیه فقط کلا sleep یا همون suspend  ندارم!

ولی کلا خیلی راضیترم!

۱۳۹۳-۰۴-۱۹

شهامت انجام نداری حرف نزن

شهامت انجام نداری حرف نزن، بشین یه گوشه و تابع باش یا اینکه بیا جولو آستین هاتو بزن بالا مثل یه مرد شروع کن.

۱۳۹۳-۰۴-۱۳

مرز بین ترسو بودن و عاقل بودن

خیلی دوست دارم درباره مرز بین ترسو بودن و عاقل بودن بنویسم ولی امتحانا شروع شده و باید حداقل برای امتحانا بشینم بخونم ولی میخام حتما درباره این موضوع بعدا بنویسم. 
واقعا تشخیص اینکه کجا ها داری ترسو بازی در میاری و کجاها داری عاقلانه رفتار می کنی سخته. یه جاهایی رفتن تو دهن شیر برای گرفتن حقت، عین شجاعت و کار عاقلانس یه جاهایی کاری احمقانس، یه وقتایی نرفتن دو دهن شیر برای گرفتن حقت اوج ترسو بودن یه جاهایی عاقلانه ترین کاره !!!

۱۳۹۳-۰۳-۲۳

و یک جام جهانی دیگر

برای من که عشق فوتبالم، جام جهانی ته همه لذت ها از فوتبال دیدنه (البته فوتبال بازی کردن که یه چیز دیگس). اما جام جهانی دو تا خاطره خوب برای من داره. یکی اولین جام جهانی که پیگیری کردمو یادم میاره (1994)، کلاس پنجم بودم و بازی ها تو آمریکا بود و همه بازی ها نصف شب تا صبح برگزار می شد و اون باخت بد تو فیتال تو ضربات پنالتی به برزیل.
و دومیش اولین جایی که استخدام شدمو یادم میاره (شرکت مبین پردازشگر شریف) سال 2006 که تو اون سال ایتالیا قهرمان شد (البته ایران گند زد) و ذوق برد های ایتالیا و قهرمانی که نمی تونستم تو شرکت به زبون بیارم چون فکر می کردم کسی از یه نیروی کاراموز آزمایشی توقعی جز حرف زدن و سوال پرسیدن درباره جاوا و J2EE رو نداره!!!

به کیروش امیدوارم واقعا مربی حرفه ایه. ایتالیا هم که همیشه شاخه.

۱۳۹۳-۰۳-۰۶

گذر از Java EE، اندر مزایای Play framework

حدود ۳ ماه پیش وقتی در نقش معمار نرم افزار، باید در زمینه تصمیم گیری برای انتخاب Framework و پلتفرم  برای توسعه یک back-end مشترک موبایل و وب مشارکت می کردم، گذشتن از Java EE، Spring، Servlet و ... کار خیلی سختی بود. پس از حدود ۹ سال فعالیت و تدریس در دنیای Java EE و Framework های بر پایه آن و کسب تجربیاتی در زمینه توسعه سیستم های Enterprise و Web با استفاده از آنها، رفتن به سمت Framework ها و Platform های نو ظهور مانند Node.js یا Play Framework و استفاده از آنها در یک پروژه واقعی هم از نظر دلبستگی ها به Java EE و هم بار مسئولیت، کار سختی بود.
اما الان از انتخاب Play framework بسیار راضی هستم. بماند چه پارامتر هایی برای انتخاب این Framework از بین سایرین دخیل بود و چرا Play framework انتخاب شد، در حال حاضر بسیار راضی هستم.
می تونم به Play framework بگم تقلیدی از Ruby on Rails به زبان جاوا و Scala. برای صحبت درباره Play framework و مزایا آن خیلی باید بنویسم ولی مزایای زیر خیلی برای تیم ما مفید بوده که چند تاشو ذکر می کنم:
  • امکانات عالی و ساده برای تولید سرویس های REST.
  • ابزار های کافی برای نوشتن تست (unit, integration و functional).
  • قابلیت hot code reloading که فرایند توسعه رو خیلی لذت بخش می کنه.
  • معماری MVC خیلی ساده برای توسعه برنامه های تحت وب.
  • امکان استفاده آسان از کتابخانه های Java.
  • قابلیت database evolutions برای مدیریت تغییرات RDBMS در نسخه جدید سیستم در حال توسعه.
  • ...
ما از Play framework برای تولید سرویس های REST بعنوان back-end برنامه های موبایل و تولید برنامه های تحت وب استفاده می کنیم.

شاد باشید.